خرید بک لینک
صدای, پای آب،نثار شبهای خاموش مادرم! اهل کاشانم.روزگارم بد نیست. تکه نانی دارم ، خرده هوشی، سر سوزن ذوقی.مادری دارم ، بهتر از برگ درخت.دوستانی ، بهتر از آب روان. و خدایی که در این نزدیکی است:لای ایادامه مطلب

برچسب: نویسنده: شیدا اکبری تاريخ: يکشنبه 11 آذر 1397 ساعت: 22:17

در زمان ریاست دکتر ثابت قدم بر شهرداری رشت به یاد دارم که در پیاده راه فرهنگی رشت قسمتی کوچک و چند متری رو بصورت نمادین برنج کاشت کرده بودند ک نمادی از گیلان باشد . بعضی از مردم ِ خود مدرن پنداز میگفتادامه مطلب

برچسب: نویسنده: شیدا اکبری تاريخ: يکشنبه 11 آذر 1397 ساعت: 22:17

زنگ میزنم .. آهنگ پیشواز عشقولانه گذاشته .... دیر جواب میده تا گوش کنم ! تو برام قشنگ تر از رویاییتو نباشی همه جا کابوسهتو برام روشنی فرداییبی تو دنیا شب بی فانوسهبا تو عشقو میشناسمبا تو میفهمم بهاروبا تو دوس دارم ببینمآسمون و سبزه ها رو بر میداره ... سلام میکنه میگه خوبی عزیزم عشقم نفسم جیگرم ....ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: شیدا اکبری تاريخ: سه شنبه 23 خرداد 1396 ساعت: 20:25

وقتی از راه دور اومدین خونمون و من از کنج تاریک تنهایی اتاقم بیرون نیومدم نمیدونم چه تصوری از دلیل این کارم داشتی اما خودم از دلم خبر دارم میدونم که چرا نمیخواستم فرشته کوچولوی خجالتی رو ببینم .... فرشته ای که وقتی از روزنه در نگاهش کردم دیگه نه خجالتی بود نه کوچولو.... بزرگ شده بود با موهای خوشادامه مطلب

برچسب: نویسنده: شیدا اکبری تاريخ: سه شنبه 23 خرداد 1396 ساعت: 20:25

دکتر شریعتی : وقتی کسی رو دوس داری طبق آیین روزگار بهش نمیرسی .... آیین روزگار بعضی وقتها ازت متنفر میشم ... اما بازم میگم الهی شکر ! بهت نمیرسم اما ... بهت نمیرسم اما ...میتونم بهت فکر کنم ... امشب و فردا شب و شبهای دگر مثل دیشب و پریشب شب های پیشین دگر ! میوتنم بهت فکر کنم اینقدر عمیق که متوجه غادامه مطلب

برچسب: نویسنده: شیدا اکبری تاريخ: سه شنبه 23 خرداد 1396 ساعت: 20:25

وقتی شک تبدیل به یقین شد ... وقتی دیدم با من هم رو راست نبودی ! وقتی ....

وقتی "توی یه کشور غریب" تک تنها بودی و من روحیه ی شکستت رو دوباره ساختم ....

نمیدونم چی بگم نمیدونم ...

ATYe ... DeNiZ... Ya HaRKi Ke HasTi ...DELGIRAM AZAT

+ نوشته شده در جمعه نهم اردیبهشت ۱۳۹۰ساعت 14:4 توسط ღ♥ღ امین ღ♥ღ |

برچسب: نویسنده: شیدا اکبری تاريخ: سه شنبه 23 خرداد 1396 ساعت: 20:25

چند روزیه که دست و دلم به نوشتن نمیره ...

دروغ چرا ، دستم آره و دلم نه ...

دارم به این نتیجه میرسم که :

عمریه تمام کارها رو دل انجام میداده ، نه دست...

+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و نهم تیر ۱۳۹۰ساعت 17:33 توسط ღ♥ღ امین ღ♥ღ |

برچسب: نویسنده: شیدا اکبری تاريخ: سه شنبه 23 خرداد 1396 ساعت: 20:25

گاهی فک میکنم به اندازه کافی زندگی کردم به اندازه کافی روزهای بی تو بد داشتم دو روزی با تو خوش بودم ... خوشی ای که شاید دیگه تکرار نشه برام تکرار هم بشه میترسم همیشگی نباشه و باز هم دو روزی باشه که میدونم بعدش میری بعدش میری و میمونم و بغض و روز های دردناک بی تو ... کنارم هستی و منم و شب بیداادامه مطلب

برچسب: نویسنده: شیدا اکبری تاريخ: سه شنبه 23 خرداد 1396 ساعت: 20:25

خوش اومدی غریبهپروفایلم رو بخون تا آشنا بشیم :http://DelNamak64.blogfa.com/profile**** ******** ****واسه دیدن مطالب قبلی لطفا به آرشیو مراجعه کنید :http://DelNamak64.blogfa.com/posts**** ******** ****چند باری پیش اومده یکی بهم گفت فلان پستت رو با تاریخ قدیمی تر توی یه وبلاگ دیگه دیدم !نکنید این کارادامه مطلب

برچسب: نویسنده: شیدا اکبری تاريخ: سه شنبه 23 خرداد 1396 ساعت: 20:25

در کتاب مکارم الاخلاق احادیث و روایات مختلفی از پیامبر اکرم(ص) و ائمه اطهار(ع) در خصوص نحوه رفتار با حیوانات و جایگاه آنها در دین مبین اسلام ذکر شده که در ادامه آنها را میخوانیم: 1. داود رقّی گفت: نزد امام صادق(ع) بودم که کبوتری را دیدم که از زیر تخت بیرون آمد، به ایشان گفتم: جانم فدای شما! پرندهاادامه مطلب

برچسب: نویسنده: شیدا اکبری تاريخ: سه شنبه 23 خرداد 1396 ساعت: 20:25

صفحه بندی